تبليغاتX
دانشجویان پزشکی زابل ورودی 89

دانشجویان پزشکی زابل ورودی 89
 
قالب وبلاگ

http://graphic.ir/pictures/__2/___28/_______20120510_1355549526.jpg

 

سرای احمد امشب رشک طور است

زمین و آسمان غرق سرور است

نهد پا در جهان دخت محمد(ص)

به راهش در جهان گلریز حور است

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:7 ] [ مجتبی ]

نشسته بودم سر کلاس مامانم بهم اس ام اس داد: 700 هزار تومن ترمی بابای بدبختت داره واسه دانشگاهت پول میده اونوقت تو سر کلاس گوشیتو چک میکنی ببینی کی اس ام اس داده نفهم؟

نصف شبی خواب بودم دختر خالم 5 سالشه اومده بیدارم کرده میگه خواب دیدم شرک داره منو میخوره. بعد با گریه میگه: برو سی دیشو بیار بشکونیم!

 بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:58 ] [ سعید ]

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:57 ] [ سعید ]
تو دوست داشتنی هستی اگر...

دردهایت،تو را ازدیدن درد های دیگران کور نکرده باشد.

تو زنده هستی اگر...

امیدهای فردا برایت بیشتر از مشکلات دیروز اهمیت داشته باشد.

تو باشرافت هستی اگر...

آبروی دیگران را مانند آبروی خودت محترم بدانی.

تو آزاد هستی اگر...

تو خودت را کنترل کنی نه دیگران را...

تو بخشنده هستی اگر...

بتوانی به همان زیبایی که میگیری،به دیگران ببخشی.

تو مهربان هستی اگر...

وقتی دیگران مرتکب اشتباهاتی می شوند که تو هم در خود سراغ داری،آنها را ببخشی.

تو شاد هستی اگر...

گلی را ببینی و به خاطر این زیبایی خدا را شکر کنی.

تو زیبا هستی اگر...

احتیاج به آیینه نداشته باشی تا این را به تو بگوید.

تو ثروتمند هستی اگر...

به آنچه داری قانع باشی

 

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:45 ] [ سعید ]

به روز حشر در دلهای محزون
شود هول قیامت هردم افزون

رسد چون نوبت عفو و شفاعت
ندا آید که " أین الفاطمیون "


http://www.hijabnews.co/images/docs/000006/n00006351-b.jpg

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 13:25 ] [ مجتبی ]
خرگوش می‌ره تو جنگل روباه رو می‌بینه که داره تریاک می کشه،  می‌گه آقا روباهه این چه کاریه؟! پاشو بدوییم... شاد باشیم!      

می رن تا می رسن به گرگه. می بینن داره حشیش می کشه، خرگوش می گه آقا گرگه این چه کاریه؟! پاشو شاد باشیم! بدوییم! 

گرگم پا می شه می رن 3 تایی می رسن به شیره، می بینن داره تزریق می کنه.


خرگوش می گه آقا شیره این چه کاریه؟! پاشو بدوییم... ورزش کنیم... شاد باشیم! شیره می پره می‌خورتش! 


گرگ و روباه می گن چرا خوردیش؟! این که حرف بدی نزد!    

شیره می گه: نه بابا! این بی شرف هر روز یه قرص اکـس می زنه میاد مارو دور جنگل میدوونه! 

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 12:41 ] [ سعید ]

به داداشم میگم مگس نشسته رو مانیتور ، میگه بکشمش ؟
میگم پ نه پ بهش بگو بیاد عقب وگرنه چشماش ضعیف میشه !
.

مستند حیات وحش میدیدم ، دوستم میگه اون شیر سفیده میگن نادره ، درسته ؟
میگم پ نه پ اون قادر داداششه ، نادر رفته نون بگیره !
.

بچه تازه به دنیا اومده و از بیمارستان آوردیم خونه خوابیده ، فامیلمون اومده میگه آخی خوابه ؟؟؟
میگم پَ نَ پَ زدیمش تو شارژ ! دکترا گفتن ۷ – ۸ ساعت اول خوب بزارین شارژ بشه بعد ازش استفاده کنین وگرنه خوب گریه نمیکنه

 لپ تاپم رو بردم نمایندگی ، میگم ضربه خورده کار نمیکنه ، یارو میگه ضربه فیزیکی ؟
پَ نَ پَ بی محلی کردم بهش ، ضربه روحی خورده !

زنه دوقلو زایده پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش ، زنه میپرسه : اون یکی رو هم میارین ؟؟؟ پرستاره گفت : پَ نَ پَ فعلا اینو ببرین استفاده کنین ده روز بعد از فعال سازی اون یکی رو هم پست میکنیم درِ خونتون !

بیرون گل خریده بودم ، بردم خونه دادم به مامانم گفت گله ؟ گفتم پَ نَ پَ آفساید بود

ساعت خوابیده ، چهارپایه آوردم ، میگه میخوای باتریشو عوض کنی ؟ گفتم پَ نَ پَ اینجا جاش مناسب نیست ، سروصدا زیاده ، میخوام ببرمش اتاق خواب بخوابه !

رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
 پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

به دوستم میگم فهمیدی ساناز جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد

دارم رو تردمیل میدووم یارو میگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم…!!

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!

لاک پشته ما رو دیده ، رفته تو لاکش ...دوستم میگه: ترسیده؟
میگم: پ ن پ ...چشم گذاشته ما بریم قایم بشیم...بدو بریم بــــدو...

طرف زنگ زده میگه کجایی؟ میگم تو چمران گیر کردم. میگه بزرگراه چمران؟
پـَــــــــ نَ پَــــــــ خونه آقا مصطفی شام دعوتیم گیردادن نمیزارن بیایم

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 12:22 ] [ سعید ]
مایکل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه  از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد.
پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟". 
بقیه تو ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 12:30 ] [ سعید ]
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 21:56 ] [ فاطمه.ق ]
 

يکي بود يکي نبود
يه پسر بود که زندگي ساده و معمولي داشت
اصلا نميدونست عشق چيه عاشق به کي ميگن
تا حالا هم هيچکس رو بيشتر از خودش دوست نداشته بود
و هرکي رو هم که ميديد داره به خاطر عشقش گريه ميکنه بهش ميخنديد
هرکي که ميومد بهش ميگفت من يکي رو دوست دارم بهش ميگفت دوست داشتن و عاشقي
مال تو کتاب ها و فيلم هاست....
روز ها گذشت و گذشت تا اينکه يه شب سرد زمستوني
توي يه خيابون خلوت و تاريک
داشت واسه خودش راه ميرفت که
يه دختري اومد و از کنارش رد شد
پسر قصه ما وقتي که دختره رو ديد دلش ريخت و حالش يه جوري شد
انگار که اين دختره رو يه عمر ميشناخته
حالش خراب شد
اومد بره دنبال دختره ولي نتونست
مونده بود سر دو راهي
تا اينکه دختره ازش دور شد و رفت
اون هم همينجوري واسه خودش با اون حال خراب راه افتاد تو خيابون
اينقدر رفت و رفت و رفت
تا اينکه به خودش اومد و ديد که رو زمين پر از برفه
رفتش تو خونه و اون شب خوابش نبرد
همش به دختره فکر ميکرد
بعضي موقع ها هم يه نم اشکي تو چشاش جمع مي شد
چند روز از اون ماجرا گذشت و پسره همون جوري بود
تا اينکه باز دوباره دختره رو ديد
دوباره دلش يه دفعه ريخت
ولي اين دفعه رفت دنبال دختره و شروع کرد باهاش راه رفتن و حرف زدن
توي يه شب سرد همين جور راه ميرفتن و پسره فقط حرف ميزد
دختره هيچي نميگفت
تا اينکه رسيدن به يه جايي که دختره بايد از پسره جدا ميشد
بالاخره دختره حرف زد و خداحافظي کرد
پسره براي اولي بار توي عمرش به دختره گفت دوست دارم
دختره هم يه خنده کوچيک کرد و رفت
پسره نفهميد که معني اون خنده چي بود
ولي پيش خودش فکر کرد که حتما دختره خوشش اومد
اون شب ديگه حال پسره خراب نبود
چند روز گذشت
تا اينکه دختره به پسر جواب داد
و تقاضاي دوستي پسره رو قبول کرد
پسره اون شب از خوشحاليش نميدونست چيکار کنه
از فردا اون روز بيرون رفتن پسره و دختره با هم شروع شد....


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 10:49 ] [ عباس ]

یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود ، خودش سایه ای ندارد .

یادمان باشد که : هرروز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را .

یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد ، عفونت است .

یادمان باشد که :در حرکت همیشه افق های تازه هست .

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران ! تعریف کنم .

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند .


ادامه مطلب
[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 11:3 ] [ سمیرا.م ]
یادمان باشد: حرفی نزنیم که دلی بلرزد و خطی ننویسیم که کسی را آزار دهد

یادمان باشد: که روز و روزگار خوش است وتنها دل ماست که دل نیست

یادمان باشد: جواب کینه را باکمتر از مهر و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهیم

یادمان باشد: باید در برابر فریاد سکوت کنیم و برسر سیاهی ها نور بپاشیم

یادمان باشد: سنگ خیلی تنهاست باید با او هم لطیف رفتار کنیم ؛ نکند که دل تنگش بشکند

یادمان باشد: برای درس دادن و درس گرفتن به دنیا آمده ایم نه برای تکرار اشتباهات

یادمان باشد: می توان با گوش دادن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق  می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد

یادمان باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست خودش باز می شود 

یادمان باشد: هیچ گاه لرزیدن دلمان را پنهان نکنیم تا تنها نمانیم 

و یادمان باشد: هیچ گاه از راستی نهراسیم...
shabshekan0313.parsiblog.com :منبع
[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 10:37 ] [ سمیرا.م ]


ديگر آن خنده‌ي زيبا به لب مولا نيست

همه هستند ولي هيچ كسي زهرا نيست

قطره‌ي اشك علي تا به ته چاه رسيد

چاه فهميد كسي همچو علي تنها نيست

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 23:22 ] [ مجتبی ]

پیمان معادی، بازیگر نقش نادر در فیلم جدایی نادر از سیمین در نامه خود به فرهادی که به ستایش از وی می پردازد، به پیشنهاد آنجلینا جولی به فرهادی برای بازی در فیلم بعدی وی اشاره می کند و اینچنین می گوید:

“وقتی آنجلینا جولی درباره کار بعدی‌ات پرسید و ساده و راحت درخواست کرد که در فیلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصیت زن فیلمت فرانسوی زبان است، گفت تا آن تاریخ می‌تواند زبان فرانسه یاد بگیرد، من غرق در غرور شدم”

 

 

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 20:59 ] [ مجتبی ]


بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 13:20 ] [ مجتبی ]
خوب دوستان ظاهرا این صندلی داغم با خوبیا و بدیاش تموم شد از دوستانی که همکاری کردن و سوالهای خوب پرسیدن تشکر میکنم از دوستانیم که احساس کردن بهشون توحین شده واقعا معذرت میخوام 

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 12:21 ] [ فاروق ]
سلام بچه ها چندتا جمله ی خیلی قشنگ خوندم دلم نیومد شما نخونید

مطالب جالب و خواندنی
 
* بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.
* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.
* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.
* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!
* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.
* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.
* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.
* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.
* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.
* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشتی نمی کند.
* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.
* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.
* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.
* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.
* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.
* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.
* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟
*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟
* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.
* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.
* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است

انشاالله خدا همیشه یار و یاورتون باشه

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 12:0 ] [ سعید ]

جدایی نادر از سیمین برنده ی اسکار فیلم خارجی زبان شد !!!!!

صحبت های اصغر فرهادی پس از دریافت اسکار :
.
سلام به مردمِ خوب سرزمینم. در این لحظه بسیاری از ایرانیان سرتاسر جهان دارند ما را نگاه می کنند. فکر می کنم آن ها بسیار خوشحال اند. آن ها تنها به خاطر این جایزه ی مهم یا یک فیلم یا فیلم سا…ز خوشحال نیستند. آن ها خوشحال اند چون در این زمان که صحبتِ جنگ و تهدید و حمله بین سیاستمداران رد و بدل می شود، این جا صحبت از فرهنگ غنی کشورشان ایران است. یک فرهنگ غنی و قدیمی که زیر گرد و غبار سیاست پنهان مانده است. من با افتخار این جایزه را تقدیم مردم سرزمینم می کنم. مردمی که برای همه فرهنگ ها و تمدن ها احترام قائل اند و با نفرت و خشونت سر سازگاری ندارند…

 

 

 

 

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 0:26 ] [ وحيد ]

پزشکی 89 یزد

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟
استاد کمی فکر کرد و جواب داد:گوش کنید مثالی میزنم دو مرد پیش من می آیند.
یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.
شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هر دو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
استاد گفت : نه ، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.
پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.
وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد وکثیفه به حمام احتیاج دارد.
خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟
هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!!

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 9:26 ] [ مجتبی ]

این آهنگ جدید نیست ولی خیلی خیلی قشنگه

اگه نشنیدینش پیشنهاد میکنم حتما گوش کنیدش

 

Tanham

[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 20:12 ] [ مجتبی ]

همچنان كه در گهواره چهل انديشه خويش تاب ميخورم ناگاه خواب آن ناخوانده آن خداوندگار فضيلت ها بر من چيره ميشود.
خواب بر ديدگانم مي كوبد و ديدگانم سنگين مي شود.خواب دست بر دهانم مي سايد و دهانم باز مي ماند.
به راستي.آن عزيزترين دزد با پاي پوش نرم به سراغم مي آيد و انديشه هايم را از من مي ربايد آنگاه من چون اين كرسي لال مي ايستم.
اما ايستادنم چندان به درازا نميكشد چه آنگاه مي آرامم.
نیچه

[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 23:5 ] [ مجتبی ]

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:

«لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.»

همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.

هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:

«یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»

مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم درپی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 22:8 ] [ سعید ]

   من سرم تو کاره خودم بود

بعد یه روز یه نفرو دیدم

اون این شکلی بود


ادامه مطلب
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 21:46 ] [ زهرا ]
http://www.glamquotes.com/wp-content/uploads/2011/11/smile.jpg

خنده یك مكانیسم دفاعی و كنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است. خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد. خنده باعث كاهش استرس و تنش روانی میگردد. خنده باعث كاهش درد میگردد. خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد. خنده باعث بهبود كاركرد مغز میگردد. خنده باعث تحریك هر دو نیمكره مغز گردیده و در عملكرد آنها تعادل ایجاد میكند


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 12:54 ] [ مجتبی ]

آمدم ای شاه پناهم بده/ خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان/ دور مران از دَر و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم/ إذن به یک لحظه نگاهم بده

لشگر شیطان به کمین من است/ بی کسم ای شاه پناهم بده

در شب اول که به قبرم نهند/ نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی/ جمله حاجات مرا هم بده
http://mahdisepahi.persiangig.com/PIC.WebloG/emamreza.alei.png

شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 23:18 ] [ مجتبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

انيشتين: اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت.

امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک